تبلیغات
- - گونه شناسی سبك زندگی ( قسمت نهم)
-
پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس
درباره وبلاگ


با عرض سلام و ادب ممنونم این وبلاگ را برای مطالعه انتخاب کرده اید. این وبلاگ در راستای آشنایی بیشتر با فرهنگ حجاب و عفاف و بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) برای کلیه علاقمندان و دوستداران اهل بیت علی الخصوص شهروندان بیجاری راه اندازی شده است. امیدوارم ساعات خوبی را با هم به کسب معارف فاطمی بپردازیم
از شما تقاضامندم لطف کنید و ما را با نظرات زیبای خودتون در این مسیر همراهی کنید

مدیر وبلاگ : رنجبران

××××××××××××××××
زهرا که عنایتش به دنیا برسد
باشد که به فریاد دل ما برسد
یا رب سببی ساز که در روز حساب
پرونده ما به دست زهرا برسد
××××××××××××××××
وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست
احساس می كنم كه دو عالم گدای ماست

مدیر وبلاگ : اکبر رنجبران
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در باره مطالب این وبلاگ چیست ؟





گونه شناسی سبك زندگی( قسمت نهم)

فرهنگ رسانه ای و سبك زندگی

صنعت فرهنگ یعنی رسانه ها امروزه در دست مجموعه هایی از قدرتمندان حوزه نظامی، اقتصادی است كه توانسته اند رسانه های عظیمی را برای تداوم فعالیت های بین المللی نظامی و اقتصادی ایجاد كنند. در چنین وضعیتی صنعت فرهنگ علاوه بر تسلط بر انسان، اعتقاد به ذره ای كردن جامعه، كنترل افراد، تباه شدن تفكر و آگاهی انسان می پردازد. جهان سرمایه داری كنونی در قالب رسانه و تراش دادن سبك زندگی «بازار، اقتصاد، سرگرمی و لذت» را در جهت تسلط بر انسان ها طراحی می كند و توده ها را به سوی تفریح های مبتذل و منافی با شأن و منزلت انسان سوق می دهد؛ نویسندگانی مانند آدورنو و هوركهایمر از این وضعیت به «توحش جدید» در غرب یاد می كنند و سرنوشت زندگی بشر را در پرتو صنعت فرهنگ از خودبیگانگی، زندگی بی روح و اراده شكست عقلانیت كنش و تسلط بر انسان برمی شمارند. (پیترز: 1388، 273)
رسانه ها كه صنعت فرهنگی غرب آن را در تسلط خود قرار داده است با تكیه بر اندیشه های امپریالیستی اهداف ذیل را برای تقابل با سبك های زندگی محلی و ملی دنبال می كنند:

1- یكسان سازی فرهنگی: فرهنگ بر تمامی شئون و مناسبات زندگی نقش و مهری یكسان می زند. رسانه ها، سینما، رادیو، مطبوعات و تلویزیون، نظام یكنواختی را پدیدار ساختند و جالب آنكه هنر معماری و صنعت در كشورهای غرب و اقتدارگر با سایر كشورهای غیر صنعتی تفاوتی ندارد. این حیات اجتماعی و فرهنگی انسان را مطیع و برده قدرت مطلق جهان غرب جدید می كند. در این فرایند یكسان سازی دروغینی میان انسان ها، جوامع و فرهنگ های مختلف صورت می گیرد و نكته مهم این است كه قدرت های سیاسی ابایی از اعلام آشكار این نظام انحصاری ندارند، لذا سینما، تلویزیون و رادیوی آنها خود را نه هنر بلكه صنعت نامیده و در اندیشه ثروت اندوزی و كسب درآمدند تا سودمندی و آگاهی بخشی.

2- تكنولوژی و صنعت فرهنگ سازی: بنیان صنعت فرهنگ دانش و تكنولوژی امروزی در غرب است. تولیدات این صنایع مبتنی بر نیازهای واقعی انسان ها نیست، بلكه نیازهای از پیش طراحی شده است و احساس به این نیازهای دروغین هر روز قوی تر می شود. این نیاز كاذب از سوی كسی تقویت می شود كه سلطه مالی و اقتصادی بر جامعه داشته و از قدرت تكنولوژی برای تسلط بر جامعه سود می برد. توجیه این نیازهای دروغین تكنولوژیكی سبب توجیه چیرگی و تسلط خواهد شد. البته نفس صنعت و تكنولوژی در این ویژگی مخرب نبوده و می توان رسانه ها و صنایع را برای آگاهی و عرصه نیازهای واقعی به استخدام گرفت، اما پیوند صنعت با سرمایه و اقتصاد و تفكر نظام سرمایه داری سبب این وضعیت شده است. مثال رادیو، تلویزیون و سینما نمونه بارزی است. این صنایع مخاطبان را به نحوی اقتدارگرانه تابع و برده خودساخته اند و برنامه های یكسانی برای افراد مختلف با نیازهای گوناگون پخش می كنند كه منجر به یكسان سازی فكر نیز می شود.

3- وابستگی فرهنگ به صنعت: فرهنگ توده اصلی ترین محصول صنعت فرهنگ است. حتی قدرتمندترین شبكه های تلویزیونی دستگاه فرستنده و مدیریت رسانه ای خود را به صندوق بانك و شركت های عظیم وابسته كرده اند. اتاق های فكر رسانه ها محتواهایی را برای تولید سفارش می كنند كه به درآمدزایی بیشتر صنایع و شركت ها ختم شود نه به پولدار شدن مردم بینجامد. هر چه جلوتر می رویم رسانه ها از دولت ها جداتر می شوند و استقلال بودجه ای پیدا می كنند، آنها باید زمان مردم را به شركت ها و صنایع بفروشند، البته هر زمان قیمتی دارد، زمانی كه تمام اعضای خانواده كنار هم هستند و مشغول گفت وگو با همدیگرند، گران ترین زمانی است كه صنایع فرهنگی آن را به شركت های بازرگانی می فروشند. از سوی دیگر این رسانه ها با ادعای اینكه فعالیت های آموزشی را انجام می دهند از مردم حق آبونمان، اشتراك یا حتی مالیات نیز دریافت می كنند و به این طریق با دو شیوه از توجه مردم به آنها سوءاستفاده می كنند.

از این رابطه سه گانه یك وابستگی حاصل می شود؛ مردم به رسانه ها و رسانه ها به شركت های بازرگانی و معاملاتی و ابسته اند.

4- رسانه و اوقات فراغت: اوقات فراغت ناظر به كناره گیری از فعالیت های عادی روزمره مانند كار و شغل و پرداختن به فعالیت های مفرح به صورت فردی یا دسته جمعی بدون هیچ چشمداشتی است. چگونگی گذراندن اوقات فراغت یكی از مهم ترین عناصر انتخاب سبك زندگی افراد در جامعه است، تا آنجا كه سقراط گفت: زندگی دو بخش است؛ یكی كار و دیگری استراحت. اولی وسیله است و دومی هدف. رایج ترین شیوه اوقات فراغت در جهان تماشای تلویزیون است، این موضوع در ایران نیز دارای عمومیت است، به گونه ای كه تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 1365 در تهران نشان می دهد كه رایج ترین شیوه گذراندن اوقات فراغت مردم تهران تماشای تلویزیون بوده به طوری كه 79 درصد مردم تهران تلویزیون تماشا می كنند. سپس به ترتیب دور هم نشستن با افراد خانواده، استراحت و ... اهمیت می یابد.

در سال 66 نیز تحقیقات نشان می دهد كه در روزهای تعطیل 87 درصد از مردم به تماشای تلویزیون می پردازند. (سازمان ملی جوانان: 1384، 17)

اكنون طمع جامعه صنعتی و صنایع فرهنگی برای در اختیار گذاشتن اوقات فراغت به نحو گسترده ای افزایش یافته است، به گونه ای كه امروزه اوقات فراغت بدل به زمانی برای رفع نیازهای ضروری انسان ها شده است؛ نیازی كه در كنار كاركردهای كلاسیك خود مبنایی برای هویت سازی و هویت یابی افراد است.

برخلاف گذشته كه فراغت موضوعی شخصی بوده در دنیای امروز فراغت با دستگاه های سیاسی جامعه ارتباط مستقیم دارد، از یك طرف، دولت ها به اشكال مختلف و با كمك وسایل ارتباط جمعی در پركردن زمان فراغت افراد جامعه و سوق دادن آنها به سمت اهداف خاص نقش زیادی دارند، از طرف دیگر مردم انتظار دارند كه دولت آنها را در پر كردن مناسب و متنوع اوقات فراغت شان یاری رسانند. (همان: 38)

در جامعه مدرن امروز صاحبان ثروت، قدرت و رسانه توانایی گزینش برنامه ها برای اوقات فراغت را از مردم گرفته اند و برنامه ریزی های آنها برای اوقات فراغت بر اولویت های والدین، مدیران آموزشی و حتی مسئولان فرهنگی ارجحیت دارد. ممكن است كه در یك روز تعطیل در حالی كه اعضای خانواده دور هم نشسته اند و یا قصد میهمانی دارند انیمیشن عصر یخبندان اوقات فراغت كودكان و اعضایی كه باید كنار هم باشند را به گونه ای دیگر رقم بزند.

5- صنعت فرهنگ و سرگرمی: نفوذ و تأثیر صنعت فرهنگ بر جامعه و افراد انسانی از طریق سرگرمی و اقتصاد تفریح است. این صنعت از نیازهای كاذب جامعه نشأت گرفته و تداوم این فرایند بر تشویق مصرف و ایجاد لذت های مستمر استوار است.

امروزه سرگرمی تبدیل به كاهش خلاقیت و هدر دادن زمان در مازهایی است كه از سوی كمپانی های بازی سازی ایجاد شده است. سرگرمی در حال تبدیل شدن به لذت بردن از خشونتی است كه شخصیت فیلم تحمل می كند و انتقال این خشونت در زندگی واقعی و علیه جامعه رخ داده است. همچنین صنعت فرهنگ از ق بل سرگرمی به دنبال هرزگی و به فحشا كشیدن غریزه است. صنعت فرهنگ با نمایش دادن موضوعاتی شهوتی و سرگرم كننده، لباس های تحریك كننده و آرایش های مبتذل به تحریك غریزه هایی می پردازد كه سبك زندگی فرد باید همیشه در حال رفع آنها باشد، او وارد یك مسابقه غریزه حیوانی شده است كه از طریق جلوه های تصویری لحظه به لحظه بر آن دمیده می شود. سبك زندگی غربی سرگرمی را حتی به جای ایدئولوژی معرفی كرده و هرگونه ولنگاری در آن را توجیه و در راستای نیازهای روحی خود برای ادامه حیات و اومانیسم ارزیابی می كند.

سرگرمی جزء لاینفك رسانه در نظام لیبرالی شده كه به واسطه وعده های دروغین برای آینده و آرمان های آتی كاذب استحكام می یابد. (حسینی؛ 1388، 278)

رویكردهای رسانه ها برای برنامه ریزی سبك زندگی

رویكردهای برنامه ریزی در یك رسانه نگاه برنامه ریزان را نسبت به مخاطبان روشن می كند، چرا كه هر یك از رویكردهای منتخب نقش ریل های از پیش گذاشته شده در مسیر را دارد كه خارج از آن حركت كردن مقدور نیست. بنابراین شناخت این مسیرهای اجتناب ناپذیر به رسانه كمك می كند تا مخاطبان را به خوبی بشناسد و برای آنان به درستی برنامه ریزی كند. این رویكردها به سه گروه عمده تقسیم می شود: (خجسته، 1381؛18)

1- رویكرد تجویزی (دستوری)

2- رویكرد نیازمحور (سودمدار)

3- رویكرد مصلحت محور (ارزش مدار)

رویكرد تجویزی: جهت این رویكرد بیشتر از طرف رسانه به سوی مخاطب است و به تعبیری یك سویه است. در این رویكرد رسانه تنها به اهداف موردنظر خود توجه دارد. اوست كه تعیین می كند برنامه ها چگونه تهیه شوند و در چه مسیری حركت كنند. این رویكرد نگاهی اقتدارگرا را دنبال می كند و در آن به خواسته و نیاز مخاطب وقعی گذاشته نمی شود. در رویكرد تجویزی رسانه به مانند یك پزشك بر بالین مخاطبان خود حاضر شده و برای زندگی آنها نسخه می پیچید و او كه نمی داند چه می خورد، امید به سلامت دارد و این نسخه های تجویزی هر روز جدیدتر و متنوع تر می شود و وابستگی بین رسانه و مخاطب كه به انفعال مخاطب می انجامد از این حاصل می شود. در رویكرد تجویزمحوری مبنای برنامه ها خواسته و نیاز رسانه است، زمان در خدمت منافع رسانه است و حجم خواسته ها را نیز رسانه تعیین می كند، مخاطب كه مجبور است نسخه زندگی خود را مصرف كند به دلیل شدت وابستگی و ناچاری نمی تواند اعتراض داشته باشد، زیرا رسانه را مرجعی مطمئن و خیرخواه می داند و به استثنای او كسی را لایق این رهبری نمی داند.

رویكرد نیازمحور: به نیازها و گاهی به میل مخاطب خود توجه دارد از این جهت ناچار است بخش عمده هم خود را صرف رفع حوائج و نیازهای تاحدودی اولیه و متكی بر غریزه كند. بنابراین دغدغه تعالی مخاطبان خود را ندارد. در این رویكرد رسانه مجبور است برای حفظ مخاطبان خود گاه به گاه برنامه های هم جهت با خواسته های غریزی آنان را پوشش دهد تا شاید مخاطبان آن پراكنده نشوند. در این رویكرد وضعیت عرضه و تقاضا حاكم است و در برنامه ها مقاصد اقتصادی دنبال می شود و حجم اطلاعاتی كه از آن منتشر می شود مبنی بر جلب توجه پیام گیر است. در این رویكرد مخاطب مساوی با بازار است و رسانه مخاطب را هم مانند كالا می فروشد و هم مانند بازار با او معامله می كند، البته با ضرر.

در رویكرد مصلحت محور، مصلحت رسانه محور است، نه مصلحت مخاطب. در این شرایط رسانه ها در تلاشند كه شرایط برنده : بازنده دو رویكرد پیشین را اصلاح كنند و به شرایط برنده- برنده بیندیشند، آنها در تلاشند كه با برآورده كردن مصالح مخاطب موجب تعالی او شوند. در رویكرد مصلحت محور كه یك نوع حالت تعاملی و تعادلی در ارتباطات حاكم است، رسانه به عنوان یك معلم و آموزگار خیرخواه نیازهای مخاطب را احساس می كند و با آموزش و صرف نظر از نگاه مادی گرایانه به رفع نیازهای او می پردازد. رسانه به نیازهای آتی مخاطب توجه دارد. او تلاش دارد مشكلات زندگی و سبك زندگی مخاطب را بر یك مبنای آموزشی- عقلانی مبتنی كند و در یك مجموعه ملی نیازهای او را با توجه به فرهنگ، هویت و ارزش های درونی شده اش پاسخ گوید.

رسانه با اهمیت دادن به مبحث جامعه پذیری مخاطبان پیام را مانند كالا به مخاطب نمی فروشد و وقت مخاطب را نیز به شركت های تجاری معامله نمی كند. او سرمایه های خود را برای ارتقای مخاطبان نیز هزینه می كند.




نوع مطلب : سبک زندگی، 
برچسب ها : سبک زندگی، فرهنگ رسانه ای و سبك زندگی، وابستگی فرهنگ به صنعت، تكنولوژی و صنعت فرهنگ سازی،
لینک های مرتبط :
اکبر رنجبران
جمعه 22 دی 1391
شنبه 14 مرداد 1396 08:50 ب.ظ
It's amazing for me to have a web site, which is good for
my knowledge. thanks admin
جمعه 25 فروردین 1396 06:08 ق.ظ
This post is priceless. How can I find out more?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای پایگاه اطلاع رسانی حجاب و عفاف شهرستان بیجار - محفوظ است