تبلیغات
- - شهیدی‌ که‌ با توسل به‌ امام رضا(ع) پیدا شد
-
پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس پایگاه حجاب و عفاف شهرستان بیجار گروس
درباره وبلاگ


با عرض سلام و ادب ممنونم این وبلاگ را برای مطالعه انتخاب کرده اید. این وبلاگ در راستای آشنایی بیشتر با فرهنگ حجاب و عفاف و بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) برای کلیه علاقمندان و دوستداران اهل بیت علی الخصوص شهروندان بیجاری راه اندازی شده است. امیدوارم ساعات خوبی را با هم به کسب معارف فاطمی بپردازیم
از شما تقاضامندم لطف کنید و ما را با نظرات زیبای خودتون در این مسیر همراهی کنید

مدیر وبلاگ : رنجبران

××××××××××××××××
زهرا که عنایتش به دنیا برسد
باشد که به فریاد دل ما برسد
یا رب سببی ساز که در روز حساب
پرونده ما به دست زهرا برسد
××××××××××××××××
وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست
احساس می كنم كه دو عالم گدای ماست

مدیر وبلاگ : اکبر رنجبران
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در باره مطالب این وبلاگ چیست ؟






برای پیدا کردن پیکر شهید به امام رضا(ع) توسل کردیم. خورشید مى‌رفت تا پشت تپه ماهورهاى رو به رو پنهان شود؛ آخرین بیل‌ها که در زمین فرورفت، تکه‌اى لباس توجه ما را جلب کرد. روى کارت شناسایى شهید نوشته بود: «سیدرضا»

 

اوایل سال ۷۲ بود و گرماى فکه؛ در منطقه عملیاتى والفجر مقدماتى، بین کانال اول و دوم، مشغول کار بودیم؛ چند روزى مى‌شد که شهید پیدا نکرده بودیم؛ هر روز صبح زیارت عاشورا مى‌خواندیم و کار را شروع مى‌کردیم، مطمئن بودیم در توسل‌هایمان اشکالى وجود دارد.

آن روز صبح، کسى که زیارت عاشورا مى‌خواند، توسلى پیدا کرد به امام رضا(علیه السلام). شروع کرد به ذکر مصائب امام هشتم و کرامات ایشان؛ مى‌خواند و همه زار زار گریه مى‌کردیم؛ در میان مداحى، از امام رضا(علیه السلام) طلب کرد که دست ما را خالى برنگرداند، ما که در این دنیا هم خواسته و خواهش‌مان فقط باز گردان این شهدا به آغوش خانواده‌هایشان است و...

هنگام غروب بود و دم تعطیل کردن کار و برگشتن به مقر؛ دیگر داشتیم ناامید مى‌شدیم؛ خورشید مى‌رفت تا پشت تپه ماهورهاى رو به رو پنهان شود؛ آخرین بیل‌ها که در زمین فرو رفت، تکه‌اى لباس توجه ما را جلب کرد؛ همه سراسیمه خود را به آنجا رساندند؛ با احترام و قداست شهید را از خاک در آوردیم؛ روزى‌اى بود که آن روز نصیب‌مان شده بود؛ شهیدى آرام خفته به خاک؛ یکى از جیب‌هاى پیراهن نظامى‌اش را که باز کردیم تا کارت شناسایى و مدارکش را خارج کنیم، در کمال حیرت و ناباورى، دیدیم که یک آینه کوچک، که پشت آن تصویرى نقاشى از تمثال امام رضا(علیه السلام) نقش بسته به چشم مى‌خورد؛ از آن آینه‌هایى که در مشهد، اطراف ضریع مطهر مى‌فروشند، گریه‌مان درآمد، همه اشک مى‌ریختند.

جالب‌تر و سوزناک‌تر از همه زمانى بود که از روى کارت شناسایى‌اش فهمیدیم نامش «سید رضا» است؛ شور و حال عجیبى بر بچه‌ها حکم‌فرما شد؛ ذکر صلوات و جارى اشک، کمترین چیزى بود.

شهید را که به شهرستان ورامین بردند، بچه‌ها رفتند پهلوى مادرش تا سرّ این مسئله را دریابند، مادر بدون اینکه اطلاعى از این امر داشته باشد، گفت: «پسر من علاقه و ارادت خاصى به حضرت امام رضا(علیه السلام) داشت».





نوع مطلب : بسیجی، شهید، 
برچسب ها : شهید،
لینک های مرتبط :
اکبر رنجبران
چهارشنبه 27 دی 1391
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:33 ب.ظ
hey there and thank you for your information – I have certainly picked up something new from right here.
I did however expertise a few technical issues using this site, since I experienced to reload
the web site a lot of times previous to I could get it to load properly.
I had been wondering if your web hosting is OK? Not that I am complaining, but slow loading instances times will very
frequently affect your placement in google and could damage your quality score if ads and marketing with Adwords.
Well I'm adding this RSS to my email and can look out for much more of your respective interesting content.
Make sure you update this again soon.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای پایگاه اطلاع رسانی حجاب و عفاف شهرستان بیجار - محفوظ است